السيد موسى الشبيري الزنجاني
5843
كتاب النكاح ( فارسى )
رهگذر مرجع ضمير در روايات زيادى مجهول گشته است مثل روايات سماعه و نيز روايات على بن جعفر عن اخيه موسى بن جعفر عليهم السلام كه « سألته » دارد ، لذا لازم است كه شخص مراجعهكننده به روش سابقين و كيفيت تأليف متأخرين آشنا باشند . از اين بيانات به خوبى روشن مىشود كه رواياتى كه به صورت مضمره نقل شده ، مضمره نبوده بلكه از امام معصوم عليه السلام است كه در نقل و انتقال از كتابى به كتاب ديگر به اين صورت آمده است ، لذا اشكال سندى در اين دسته از روايات ، من جمله روايت حلبى وجود ندارد . توضيحى راجع به اصطلاح موقوفه و مضمره اينك در مسالك از روايت به موقوفه تعبير مىكند ، ولى نهاية المرام براى رفع اشكال اصطلاح « مضمره » را به كار مىگيرد . جهتش اين است كه در بعضى از كلمات سابقين كه شايد شهيد ثانى هم از آن جمله باشد ، اصطلاح « موقوفه » و « مضمره » را از هم جدا نكردهاند و هر دو را به يك معنى به كار بردهاند . در كلمات فقهاء بعدى بين اين دو اصطلاح فرق گذاشتهاند به اينكه موقوفه را بر روايتى اطلاق مىكنند كه در نهايت به امام معصوم عليه السلام نرسد و فقط به يكى از صحابه ختم گردد ولى مضمره را بر روايتى اطلاق مىكنند كه به جاى تصريح به نام مبارك امام عليه السلام از ضمير استفاده شده باشد مانند « سألته » و امثال آن كه در اين موارد بدون قرائن و شواهد نمىتوان پى برد كه راوى آخر ، سؤال را از چه كسى كرده است ؟ در مورد روايت حلبى ، شهيد ثانى تعبير به موقوفه كرده است . بنده خيال مىكنم مرادش از موقوفه همان مضمره باشد و كلام نواده او در رفع اشكال كه تعبير به مضمره نموده ، ناظر به كلام جد اوست . پس مقصود نهاية المرام اين است كه اين روايت صريحاً به امام عليه السلام منتهى نشده است . بلكه به طور صريح به اصحاب امام عليه السلام رسيده است .